23. خدمتگزاران شائول این سخنان را به گوش داوود رساندند، اما داوود پاسخ داد: «آیا داماد پادشاه شدن در نظر شما امر کوچکی است؟ من مرد فقیر و ناچیزی بیش نیستم.
15. و شائول با دیدن کامیابی فراوان داوود، بیشتر از او میترسید.
24. خدمتگزاران شائول، سخنان داوود را به وی بازگفتند.