56 لیکن این همه شد تا کتب انبیا تمام شود. در آن وقت جمیع شاگردان او را واگذارده، بگریختند. 20 آنگاه مادر دو پسر زِبِدی با پسران خود نزد وی آمده و پرستش نموده ، از او چیزی درخواست کرد. 23 ایشان را گفت، البتّه از کاسه من خواهید نوشید و تعمیدی را که من مییابم، خواهید یافت. لیکن نشستن به دست راست و چپ من، از آن من نیست...
40 و نزد شاگردان خود آمده، ایشان را در خواب یافت. و به پطرس گفت، آیا همچنین نمیتوانستید یک ساعت با من بیدار باشید؟ 43 و آمده، باز ایشان را در خواب یافت زیرا که چشمان ایشان سنگین شده بود. 70 او روبروی همه انکارنموده، گفت، نمیدانم چه میگویی! 73 بعد از چندی، آنانی که ایستاده بودند پیش آمده، پطرس را گفتند، البتّه تو هم...