-
جهان در بر شعر
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:33
ای دل اگر در پس شعر کوچه بن بست تقاطع زافکار شده یکی از سفسطه پر یکی از بحران نفتو یکی گاز شده یکی در بند عقاید نظری گفت زمین مستطیل هست چطور یکی بر بند همو گفت زمین مربع زکجا میدانی گفت بهر مربع زپرگار بجوی دور خط فکر خود زاویه ای نوبساز خانه فکر تو پرواز بلندیست اگر بر درستی زآن خطو زپرگار بزن نه مربع بمانو نه...
-
شعری برای تمامی تاریخ
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:32
شام آخر میز آخر قصه ی فردای دیگر روی میز از شعر خالی بود جای آن باران جاری بود جای آن شعر هم کاش کاشی کهکشانی دور دوران شعر از شام آخر میز آخر قصه قصه شعر میشد میز باغ شعر انگیز میشد میز جای تاریکی کجا بود روشنایی جای شعر هم میز تا خورده از غزل بود گنجشک ها خوش غزل بود طاووس ها شعر میگفتند بال های آنها شعر از غزل بود...
-
صندلی خالی
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:29
تو نیستی یا سایه ای هستی که نیستی پر از بودن ولی در کنج تنهایی صندلی خالی نشستی زیر بغض باران زده ی دلتنگی رفتی میان کوچه های دلتنگی رفتی کوچه خالی صدای رهگذرانی که هیچکدام شبیه تو نیستند لبخند خود را برده ای اشک واژه ی تنهایی درون خود زمین وسعت تنهایی درون خود صندلی چوبی شکسته ی درون خود اتاقک بارانی درون خود و قصه ی...
-
قاصدک
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:29
قاصدک آرام بیا خبر از پر گشودن داری زپر پرواز بال گشودن داری نغمه ای یا خبری از سرودن داری از کجا آمده ای به کجا پر گشودن داری در میان پیله ی رد شدن جای دیگر داری خسته از من بگذر حال که با این دل من شنفتن داری چتر خیس باران را قصه ی شوریدن داری یا که در خود پیله ی سرگشودن داری با قصه ی ما حکایت بودن داری یکی بودو...
-
قصیده بارانی
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:28
مثال یک قصیده ی بارانی شور غزل شوریده در شعری رنگین کمانی باران فصلهای گذشته در تاریخ پایانی شروع یک آغاز رویش در زمستان تنهایی شهری ملول از ترانه ی سر فصل پائیز در ابیات شکوفایی نو به نو خط به خط ترانه ای مثال برگ ریزان خیابانی حسام الدین شفیعیان
-
الفبای زندگی
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:27
الفبای زندگی الف یوم های زندگی ایام الفبای الف زده الف را لا نعم زده هر چه شمع را روشن کردم تاریکی برود تاریکی رفت خورشید رفت شمع رفت تاریکی کجای الفبا بود جز بدون الفبا بود ن درون قلم ن درون الفبا بود قسم نخورده ن خود الفبا بود ن قلم میشد یا ن ناقوس میشد ن فانوس میشد یا ن کلی حرف میشد ت تابان میشد ت تاریک میشد ت...
-
زندگی چند اپیزودی جهان
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:26
لالایی بخوان کودک برای پدرت پدر کودک درون خواب جهان بزرگ جهان چسب زخم نمک پاشیدن ها پدری روی سکان کشتی کاپیتان در شهر دونده ی مسابقه ی ماراتن تن تن زندگی جغرافیای برجک زده آهن قیمت خون زخم زخم بر هم زده سکوت کارگر در آهن صدای شیب فاصله طبقاتی جهان شاعر برفک زده شاعر خط زده شاعر تمام شعرهای ضربدر زده مافیای تمام...
-
چرخ و فلک و ستاره ها
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:25
تاب بلند میشود سمت جهان جهان سوار تاب زمین روی سکان کشتی آسمانی ابرهای مبهم مه زده جاده ی سمت دریای فکر باران زده شلوغی تاریخ ذهن چرخ و فلک نوک خط ستاره های سوسو زده زمین بلیط انگیز رفتن به سمت ستاره ها باجه ی بدون بلیط فروش بلیط های باطل زده مهر تایید را کجای تنگ کوچک چرخ و فلک زده صندلی پارک را برگ پائیز خزان زده...
-
تقویم شن زده
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:24
شهر رویاهای خواب زده ماه روی بادبادک کودکی باد زده نخ دل را به آسمان دادو رفت تا ماه ماه نور شدو زمین تنها زده شب های تاریخ میلادی تقویم کودکی های رفته از ساحل باران زده شن های روان گوشه ی دفتر کاهی صد برگ چهل برگ را ضربدر زده حسام الدین شفیعیان
-
مرگ واژگان
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:24
خسته از تمام خستگی ها خسته از تمام دیدن سخت زمین این هست قصه شکستگی درون خود راه راه راه زمین و یک حرف مانده از تمام حرف ها حرف ها مانده درون گلوی تمام صوت ها سکوت میبرد سکوت سرعت زمین جمعیت چندین ملل از ملت های زمین روخوانی تند از خوانش شعر کودکی که میسراید کودکی را بادبادک چسبیده بر سریش شده از سنگینی علت باد یا علت...
-
الفبای بدون حرفم-شمع سوزان درون برون-مسافر کلمات
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:23
در درون خود کوله باری از حرفم من واژگان بارش از الفبای الف بدون حرفم برایم نت هایی را فالش مکن که من نت چین نت های بی حرفم زمستان قصه ی ما دارد آدم برفی من آدم برفی قصه های بی حرفم سه نقطه تمام شعرهای ناسروده اولین سروده تاریخ بدون الفبای زندگی از الفبای حرفم ... شمع دارد درون خود روشنایی از برون خود شمع میسوزد برون...
-
مرد فصل برگ ریزان مردی زمستانی
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:22
چقدر سخت هست سرمای درون بغض خود شکستن خود بنگر درون خود شکستن اینجا فاصله ای بین تمامی تنهایی هاست چقدر فاصله ها چقدر نزدیکند عبور رهگذری در درون تنهایی مرد فصل پائیز زمستانی نگاه کن میان توده های ابر فاصله هست زمین انگار درون آسمان ولوله هست غروب درون شعر غم میگیرد اینجا هوا چقدر بی حوصله هست رفته از درون تاریخ خود...
-
رفته بودم
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:22
سالهای دوری رفته از ذهنم سالهای دوری از تاریخ ذهنم رفته بودم برگردم رفته بودم از ذهنم رفته از تمام خاطرات زمین رفته بودم که شاید برگردم... حسام الدین شفیعیان
-
طلوع و غروب
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:21
جسم ناسوتی سوت میکشد جسم ها روح میکشند روح ها طلوع میکشند طلوع ها غروب میکشند غروب ها شب میکشند شب ها روز میکشند قفس جسم میشود روح قفس نمیشود روح قفسه میشود قفسه ها کتاب میشوند کتاب ها فانوس میشوند فانوس ها کتاب میشوند انسانها چه میشوند خاکها چه میبرند و تابوت ها تار میزنند تار پیاپی میزنند و خورشید ستاره را روز و شب...
-
زندگی در تاریخ و رسم نگاه به تاریخ از تفکر
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:20
زندگی رسم نگاه ما به هم پیوند خوردن ها شده در نگاه ما قمر چون ابر ناپیدا شده وین زتاریخ زشمسی و قمر در هم نگر وین زمانهای دگر در هم نگر شب را چو ماه افروختن چون چراغی چلچراغی دوختن زین زبعدو زین زقبلو زین زمانه در هم تنیده بر تاریخ از هم قصیده شعر مخلوط نگاه آدمی بر آن معجون نگاه آدمی زین زبعدش قبل سخت در هم شکن در...
-
/موج و دریا/
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:19
/موج و دریا/ موج را نگر موج را نگر سمت قایق نگر موج را نگر سمت دریا نگر ای موج نور ای رود زنور ای دل زدریا نگر در باطن نگر در ساحل نگر ای خروشان شد زدریا چون زبهر دریا نگر ای ساحل زرود ندیدی زاو دریا نگر بام بام بابام بام بام بام بابام زدریا زرود زخروشی نو نگر جانها در راه دریا در پی نور زطوفان نگر زاین راه گذر زدریا...
-
جهان آدمک ها
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:18
آدمها ناشناخته های آشنا هستند سنگ قبر ها رد پای آدمک ها هستند ما آدمک های عجیبی هستیم ما آدمک های غریبی هستیم ما درون خود تمام جهان را درون خود هستیم ما در را محکم پشت سر خود بستیم. حسام الدین شفیعیان
-
کودک های درون از برون
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:18
کودک درون بزرگ شده برون کودک های بازی گوش کودک های سرگردان از هوش کودک های ماتم زده بدون عروسک بدون بازی بازی روی سطح کاغذی کاغذ روی بازی اسم و فامیل و هوش تمام شد از الفبا بازی کردیم با الفبا حرف زدیم با الفبا تمام کردیم با الفبا جمع زدیم نمره پشت سر هم زدیم... حسام الدین شفیعیان
-
صدای شب
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:17
بطری درون مرداب ماهی درون بطری بطری بدون ماهی ماهی بدون بطری اینست صدای ماهی ها اینست صدای شب شب از پنچره ی تمام آدمک ها رفته روز رفته خود رفته صدا رفته سکوت رفته زمین رفته ضمیر رفته خود آگاهی از بی ناخود آگاهی تمام شب را جارو کشیده رفته صبح را شب پیوند قلبی زده روی بالا و پایین قلب خط موج زده لیوان خالی درون تشنه...
-
/غزل خوان شب/
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:16
/غزل خوان شب/ من با نغمه ها همسازم یک غزل پر از آوازم ایستاده بر بلندای زمان دفتر خاطرات پر از نغمه شور سازانم من با قافیه ها هم آوازم با مصرع سرگردانی در سازم سطر سطر جوهره ی یک شعر پر از سر آغازم گلبانگ سرور اگر شعر پر کند کوزه آبی پر از شعرو غزل و آوازم خوانشی برد مرا دور غزل قمر از شمسی من شمس نهارو لیل و شعر برای...
-
کوچه های باریک زندگی
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:15
میل بافتنی که میبافت سرمای زمستان را بر تن کودک قد کشیده لباس آدم برفی تابستان را فصلها یعنی گذر از آدمک هایی که میبرند دیروز را و تاریخها قد کشیدند میان سر فصلهای زندگی را چه خطوط دلتنگی بود جایی در فصل گمشدگی ها چه کوچه سردی بود میان چند شعر گمشدن ها و اینجا دفتری به پهنای تمام فصل های زندگی هست حسام الدین شفیعیان
-
/رد شدن از خود درون ساختن زخود /
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:14
/رد شدن از خود درون ساختن زخود / رد میشود مردی از سنگ بی قبری سنگ در صدا آمد ای مرد چه میجنگی گفتا زبهر رفتن گفتا زمرده افکن نظر بیفکن از قبر ببین چه سرد هست مردن ما تند دویده رفتیم ما کند دویده رفتیم ای زنده زمردن مردن زتند دویدن مرگ ارابه ران قصه مرگ اسب تیز دویدن مرد از نظر زسنگی قبر از نظر زمردی گفتا کجای قصه مردن...
-
/زندگی در فصل ها/
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:13
/زندگی در فصل ها/ من با وزن شعر سبک وزنم توی کلمات رود نثر روان سمت دریای جملات تلاطم موج های خوش رقصم من بادبان سرگردان باحرفم یک سبد واژه ی سرفصلم جایی در آخر شعر تخلصی بی اسم روی شعر مهری زده بر شعرم در خواب و بیداری شور این فصلم نشسته بر قوس رنگین کمان دور دور رنگ این رنگین کمان خوش رقصم سفرنامه ی بی سفر از سفرهای...
-
چراغ قرمز زمین
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:12
من میل بافتنیه قلم قلب تو ام جایی در سنگ نوشته ی درد تو ام میان شب بو گاهی میان رود فکر تو ام باور دلتنگی تو نه اصلا بند بند موی تو ام چای شیرین تو ام شمع بالین تو ام ساعت خواب تو ام تشنه ی دیدار تو ام ماه تب دار تو ام غنچه ی گلزار تو ام فصل رویش گلهای تو ام آخر شاه بیت غزلهای تو ام حسام الدین شفیعیان چراغ قرمز...
-
زهنر در پس شعر چو شعر دگری
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:11
خط دو خط دگر خطهای دگری نثرو دونثرروان زان روان زپیکری بتراشو بتوازون تا سطر سطر شعر تو گل کند بتراوش زقلم تا خط فکر تو زفکری زفکرهای دگری گل کند بربتابان زقلم نورو دو خطی بکشان واژه را هل بده نقطه زبیتی بتراوش زتوانایی خطی زخطی دیگر شمعو شمع پروانه دور قلم واژه را حرف بزن فریاد زهجایا کلمات را حرف دگر دو سه بیتی غزلی...
-
/چو مجنون شویم یا لیلی/
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:10
/چو مجنون شویم یا لیلی/ مجنون ندارد زخطر در ره آن ماهو و غزل لیلی چو مجنون شود در ره این راه خطر فرهادو و آرش کمان نگیرند باز قلم نو شوند حافظو سعدیو خیام غزل نو شوند فردوسی و مولوی مثنوی گذارند بر هم شاهنامه نو شود شاعر پل شود همه ره در پی آن شور شود جوشش نو شود نو زشور شور شود صبحگاهی که زند بانگ زگلبانگ چهچه راه...
-
/خاطرات خوبی باشیم/
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:10
/خاطرات خوبی باشیم/ خاطرات فصل ها چه گوید پاییزو زمستانو بهارش گوید ای فصل دگر باره نو به نو شو درون فصل نو شدن در تفکر برون زتفکر برون آی زبذری نو شو چون دگرباره جهان نو به نو نو شو ... حسام الدین شفیعیان
-
چرخ دنده های فکر جدای چرخ دنده های زمین بچرخان
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:09
خورده بورژواهای چرخ دنده از تکمیل چه دست فقیر افتاده از دست چه نیچ ندارد چه از سفسطه بردن یا باختن شاید چاره ای صامت چاپلینی در هنر شاید موتسارتو شاید داوینچی شاید هنر پس نوستالوژی یخ کردگی شاید غزل شاید مثنوی شاید شعر شاید یخ کردگی فنون رازجهان شمول زندگی نقطه های بسته از زنگ زندگی دهه شصت یا هفتادو قبل آن شاید تاریخ...
-
کجای قصه خوابیدی
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:08
باز کجای قصه ی خواب گرفته نور مهتاب هست شبی شعری که میبرد غمهای زمین را روی تقاطع فکر رسالت چگونه زیستن بود و در بلوار اندیشه مردی تبر میزد درختان فکر را شعری برایت گفته ام نامه رسان نیاورد کجای واژه اشکم خنده دار بود برای شعرم شمعی روشن کن حسام الدین شفیعیان
-
/واژه واژه .کلمه کلمه/
پنجشنبه 30 آذر 1402 01:08
/واژه واژه .کلمه کلمه/ در به در درون در درگاه در درون در از درگاه در کنج در گنجایش در واژه واژه .کلمه کلمه.جمله جمله سطر سطر قطره قطره باران دریا موج موج رود رود دریا دریا ساحل ساحل قاره قاره اقیانوس اقیانوس زمین زمان زمانه زمین زمانه تاریخ زمانه درون تاریخ درون زمانه پرگار خط کش رادیکال پشت تقسیم معادلات ضرب بر خود...