-
وقتی هستی نیستی
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:31
چه فرقی میکند باشی وقتی نیستی وقتی هستی نیستی و و قتی هستی انگار که نیستی چه کسی میداند صدای خواستن های تاریخی را انگار وقتی نیستی بیشتر هستی و و قتی هستی انگار که آنها نیستند و اما هستند بودن نبودن مسئله کدام هست در بودن های نبودن
-
جغرافیای کلاغ ها
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:30
کلاغ های سیم خاردار جغرافیای کوتاهی دارند چند بلوکه آهن پر های ریخته زیادی دارند روی تابلوی خطر عمق غرق شدن بود مگر کلاغ های قصه بی خانمان آخر قصه هم نرسیدند جغرافیای ادبیات خارج از جغرافیا کلمات زنگ زده ی تابوت انگیز قصه ی تولد شمع باران خاموشی نقطه های الفبای الفبای زندگی ستاره های دنباله دار مشکی روبان های قرمز...
-
/روزهای تاریک ،شب های روشن/
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:29
/روزهای تاریک ،شب های روشن/ اینجا شبهایش بوی دلتنگی دارد کلاغ قصه باز هم قصه ناگفته از زندگی دارد برایم ساز میزنیو من با ساز زندگی شهر را تار میزنم بلند زیر آواز میزنم غم را بیدار میکنم کمی با او حرف میزنم دفترم را که میخوانی بدان برای اشکهایت کمی واژه کم داشتم بجایش نشدم شاید مرحمت اما برایت قصه از فردا بدون کمی بودن...
-
خواب زمستانی
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:28
شهر خواب بافتنی زمستانی شهر خواب طولانی چهارراه حروف آجرهای درهم تکیده ساختمان های غروب بلواری که میبرد زندگی را جای پنهانی جایی در شهر مردی میزد تار تنهایی خزان برگ گرفته شهر درد و غم داشت اینجا شهر آرزوها کمی حرف میداشت برای شعرم بافتنی میبافی آدم برفی ها همیشه قصه رفتن دارند حسام الدین شفیعیان
-
ستوده باد فصلی نو
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:28
شاخه های بهار درختان بهاری و گلفشانی فصل پاییزی یا زمستانی یا تابستانی که فصلی دگر دارد نغمه خود را به فصل ها بدهیم بهار هم شکرانه شکوفه ها میشود تابان خورشید و خورشید تابان در آسمان شعله سرکش در پرتو هایی درخشان ستوده باد فصلی نو در رویش
-
شهری که نیست...
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:27
پشت آهن ها دریا هست پشت دلتنگی ها شهری نیست قایق سهراب دگر جا ندارد نیمایی یوشیجی پشت دلتنگی قبیله نیست شهر سهراب دگر پشت دریا نیست شاعر را قایق رفتن نیست از پشت پنجره ی باز صحبتی نیست مولوی راه آهن را جای رفت و برگشتن نیست تاکسی دربست نیست اتوبوس ها رفته اند مسافری در ایستگاه ماندن نیست خط تاکسی را خط برگشت نیست صدای...
-
خط کش قضاوت بر همه چیز
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:26
خط کش قضاوت بر همه چیز مقیاسش چیست پارامترش چیست آری رازهای درون زندگی جهان خط کشش چیست کاش میشد گفتار نمود اما جهان بعد خط کشش متراژ چیست رازهای نهفته رازهای خفته چه کسی بر دل این همه راز را میداند آری آری گوش شنوایی دیداری اما قضاوت سخت چون جهان سخت شهود و هر چه هست سخت خط کش را دقیق بگذارید زیرا با همان خط کش شما...
-
شعر اقاقیا-فصل سرد زمین
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:25
کنج اقاقیا پروانه ها رقص شمع میکنند قصه درازیست شب های یلدا نشده ی فردا شب با تمام سکوتش سمفونی شعر است .. باران فصل سرد زمین سکوت ساعت های تیک تاک زمین شعری که میبرد با خود بر زمین فانوسکی در دل شب های زمین .. حسام الدین شفیعیان
-
/چند خط باران کلمات/
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:24
/چند خط باران کلمات/ باز جاده ی فکر من شده است بارانی ابرهای خیالم شده است طوفانی باز جمله همی بارش رگبار دارد شایدم حرف کمی واژه ی تکرار دارد نکند حرف من از تو کمی گفتن بیجا دارد شایدم نقطه همی خط برایم کمی ماندن شیدا دارد طوفان زده ام یا که امید به فردای بهتر زباران دارم حاصلش رنگین کمان شد بگو جمله تمام دل آرام...
-
/جهان در بعد فکر هم بر همدیگر /
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:23
/جهان در بعد فکر هم بر همدیگر / شنشکوفا شکوفا زشنگلشکوفا شنزاریشکوفا شکنشونشیدا شیداشو از شکن از شکوفایی شنزارشکوفایی ذهن خانه ذهن بتکانوتکانی زتکان از شکوفاشدن از شنشکوفایی ذهن خاکدانی بگیرد ز ذهن چون بتکانی قلبی قلب تکانی تکان از قلبتکانی قلبی زبر از زان شوری شورفشانی چراغانی شهر از شکنشور شدن شوریدن از شعر زشعری...
-
چون عصر رنسانسی تو
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:23
فاتح قلب های جهانی تو مثل دزیره ناپلئون حرفهای نبرد عاشقی برای فردایی تو مثال شعری چون شمع در بادی تو توی قصه های تاریخ کهن چون عصر رنسانسی تو
-
زمین و آسمان
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:21
میان تمام هیاهوی زمین باران بود زمین پر از رنگین کمان بالا بود بادبادکی در آسمان پیدا بود تمام نخ های بادبادک تنها دور سیم خاردار بود
-
سکوت سمفونی زندگی
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:19
سکوت سمفونی مردگان تنهایی خطوط بلوک های یخ زده از تاریخ بی فردایی زندگی نت هایی بود شاید فالش زده تمام سمفونی را کلاغ ها نوک زده صندلی خالی پر از حرف بود زندگی جایی تلاطم طوفان بود زندگی
-
مسافری که رفت برگردد...
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:19
ای مسافر غمگین ای مسافر کجای تب تند حرفی چند کلامی آرام با من از نقطه ی بی حرفی آرام بیا شب سکوتی مبهم چه ستاره هایی که تا ماه میرفت قصه از شب شروع میشد از این دفتر باران خورده دفتری نیست منم نیستم من با خود رفته ام از اینجا سوی خورشید سوی ماه سوی برف های قله ی برف زدگی شب چند سکوتی حرف داشت آدمک پر زدو از قفس رهید به...
-
تاریخ گمشدگی
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:17
در کدام تاریخ گمشدی بین کدام اعداد گمشده بود بین کدام تقویم بین کدام روزشمار تاریخ ها همیشه قسمت پاک شدگی داشتند قسمتی که تاریخ پاک شد کدام روز تقویم بود آیا تمام حروف زنجیره ی تقویم بود آیا تاریخ پاک شده کجای زندگی بود انگار
-
/باز باران بی بهانه/
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:15
/باز باران بی بهانه/ باز باران بی ترانه باز باران بی بهانه باز باران بی سبب میزد به شیشه با بهانه میزند چنگی به دل باز باران با غمانه غم نهان باز باران باز سرمای ترانه چون زمستان باز برفو باز راهی سخت برفی چون تگرگو چون زمانه باز دردی عاشقانه عاشق خدا بودن عشق یعنی با خدا باز باران با بهانه راه درگیر تکامل راه درگیر...
-
/سکوت نهنگ ها/
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:13
/سکوت نهنگ ها/ قدم هایتان را آهسته بردارید آدمها ساحل سکوتی عمیق دارد کمی برایشان ساز بزنید دیگر نهنگ هابیدار نمیشوند سکوت کنید آدمها نهنگ هاخوابیده اند حسام الدین شفیعیان
-
پری دریایی
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:09
قدم هایت را آهسته بردار پری دریایی به ساحل انسانها خوش آمدی دلت را دریایی نگه دار اینجا شهر است نه پشت دریا قایقی اگر داری جا بگذار عاشقانه برگرد به دریا شهر با تمام آهنی بودنش تو را خورد خواهد کرد شهر چراغ دارد آن هم قرمز حسام الدین شفیعیان
-
شاعر خواب های دلتنگی
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:07
شاعر خواب های دلتنگی رویاهای قصه ی دلتنگی تواریخ تاریخ بدون سال سالهای قصه ی دلتنگی پنجره ی رو به شهری آهن آهن های قصه ی دلتنگی کارناوال شهرنشینی بوق ممتد ترمز روی کلمات هجایای کشیده از درد دلتنگی ماضی بعید قصه دیروزها فعل حال قصه امروز دلتنگی خاطرات خیس باران زده سال شمسی قمری زدور شعر منظومه مثنوی دلتنگی تالاب غرق...
-
چند نقطه شعر
پنجشنبه 30 آذر 1402 00:05
سکوت زد شب درون تنگ ماهی ماهی شب زده به صبح طلوعی که آرزوی دریا بود چند نقطه شعر میزد تنگ دل آدمی باز دریایی که میبرد درون خود حجم کلمات را تا آسمان فاصله ای نیست شب با تمام ستاره هایش دور نیست... حسام الدین شفیعیان
-
زمین و آسمان
چهارشنبه 29 آذر 1402 16:39
میان تمام هیاهوی زمین باران بود زمین پر از رنگین کمان بالا بود بادبادکی در آسمان پیدا بود تمام نخ های بادبادک تنها دور سیم خاردار بود
-
سمفونی زمان
چهارشنبه 29 آذر 1402 16:38
دقایق سکوت انگیز زمین جایی در سمفونی زمان جایی در نت های کمان جایی در فالش شدن نهان گاهی در دو دو می های نهال نهال بر گیاه و بذر جهان جهان بذرو درو در اعمال عیان حسام الدین شفیعیان
-
درون زندگی
چهارشنبه 29 آذر 1402 16:37
قدم بزن انسان درون سیم های خاردار زندگی پشت آجرهای تمام تاریخ زندگی پشت تمام حصارهای شکوفه های زندگی درون قاب عکس خود درون زندگی تمام فصل های نرسیده به رسیدن به زندگی
-
مجسمه یخ زده
چهارشنبه 29 آذر 1402 16:36
مجسمه ی یخ زده میدان نبرد انسانها مجسمه ی فاتح تمام میدان های دور زدگی دور میدان را خرچنگ زده مجسمه را آهن زده تمام درون مجسمه آهک زده رقص واژگان را دست بر دست تمام شعر ها را آهنگ زده
-
گیشه حقیقت و شعری مثال کوزه و درون و برون
چهارشنبه 29 آذر 1402 16:35
اگر گیشه حقیقت خالی شد دروغ شیرین جاری شد اگر بر روشنایی هست اما درستی هست اندیشه هست آری بخشش هست و ما دنبال حقیقتیم حتی اگر تلخ بهتر از شیرین گذرا ما احساسات انسانها را جدی میگیریم این جرم ماست اگر اینچنین هست اما چه کسی بر خود گواهی دهد مگر میشود خود گواهی داد بر خود خود در نظر دیگران کار توست نه حرف تو نه کلام فقط...
-
پروانه بشو
چهارشنبه 29 آذر 1402 16:34
نگاه میکنی عمق پیله را که پروانه شوی همره عشق چو دیوانه شوی در چنان چون چرا چنین چگونه شعر شوی از فکرو خیال خود شعری زده ای با فتح چنین چون چنان گل زده ای آخر شعر برای خط زدن نقطه سر خط ویرگول زده ای حسام الدین شفیعیان
-
عروسک های قصه ها در شهر غصه ها
چهارشنبه 29 آذر 1402 16:33
انجمن عروسک های پارچه ای سفارت عروسک های طاقچه ای دیپلمات های شهر عروسک ها قصه موش و گربه ی شهر قصه ها عروسک گردان آهنی صدا پیشه ی کاغذی شهر قصه ها کلاغی ندارد دیگر خانه تمام عروسک ها خانه ی بدون کلاغ هست و برای تمام فصل های قصه ماکت خیال هست... حسام الدین شفیعیان
-
مونالیزای فکر تو چگونه فکر میکند...
چهارشنبه 29 آذر 1402 16:32
مونالیزا خندید همه گریه کردند مونالیزا گریه کرد همه خندیدند مونالیزا باران شد همه ابر شدند مونالیزا کیک شد همه ظرف شدند مونالیزا چه تصویر پر از افکارست مونالیزای فکر تو بارانست مونالیزای فکر من دریا هست به راستی مونالیزای کدام فکر در فکر انسان است که هست... حسام الدین شفیعیان
-
پر از خالی از خیالی
چهارشنبه 29 آذر 1402 16:32
کاناپه خالی میز نهار خوری خالی از نهار خالی تاب خالی زمین خالی اتاق خالی و زندگی خیالی رنگ قالی گل قالی کتاب خالی پنچره خالی ستاره های تو خالی خورشید خالی سالهای تنیده در هم خالی و دفتر تمام برگ های تاریخ خالی... پر از شعر خیالی شعری که دارد هوای خالی ماه خیالی و رنگین کمان خالی... حسام الدین شفیعیان
-
هفت خان زندگی
چهارشنبه 29 آذر 1402 16:31
در ره منزل مقصد چه کجا آبادیست شرط اول قدم آنست که رهرو باشی کاروان بند دلت بود تو غافل ماندی کاروان رفتو تو در خود ماندی ای به جا مانده از عصر کهن ای به جا مانده از عصر نوین تو کجا مانده ای در برخود به تلاطم پیوند به خروش موج دریا بنگر کنج ساحل کسی ایستاده مرد هفت خان ز راهی مانده دگر از تاریخی دگر از تقویمی تو کجا...