-
عصر تکامل انسانی
پنجشنبه 30 آذر 1402 04:07
سمبولیستی هنر برای هنر نبود سمبل هنر برای هنر نبود رسالت هنر برای هنر نبود هنر دروازه ی گفتن میشد هنر در کوزه گری فوت و فن میشد هنر تکامل کمال انسان میشد هنر درون انسان نو به نو نو میشد عصر ادبیات جدید گفتمان میشد عصر تفاهمات افکارها میشد عصر تکامل هنر آدم بود واژه واژه آدم انسان میشد انسان سمت بالاتر میرفت در جهت نور...
-
عصر رد شدن از پیچ تاریخی
پنجشنبه 30 آذر 1402 04:07
عصر تابوت زدگی عصر ماتم زدگی عصر رد شدن از پیچ تاریخی عصر مرگ عصر ناله های دلتنگی عصر بالکن های نت زده فالش ترین آهنگ را مردی با گیتار و دف زده عصر تفاهمات رنگ های صورت ها عصر آدمک های هم نژاد باران ها عصر بز و شیرو گرگو و میش میشد عصر نجات انسان ها عصر حیوانات شاد خوانی عصر بلبل های خوش خوانی عصر نزدیکتر شدن قلب ها...
-
صدایی در شب می آمد...
پنجشنبه 30 آذر 1402 04:06
صوت صدایی شب می آمد مرد غزل خوانی باز می آمد وی صوتش صدای باران بود مردی تنها در باران می آمد شب کوچه های دلتنگی صدای شکستن بغضی درون باران بود مردی درون خود گم میشد کودکی میشد درون کوچه های بی رنگی تقاطع خیابان چندم بود بلوار آهنی شهری در دود بلوار بارانی بود خیابان بن بست تفکر میشد صدای شب ساکت بود صدای شیون آهن بود...
-
چرخ های چرخه ی زندگی
پنجشنبه 30 آذر 1402 04:05
دوچرخه ی کودکی زنگ زده زنگ روی زنگار چرخ ماتم زده بوق زرد خاموشی ممتد کودک درون کلمات گمشده دوچرخه ی بزرگی نیست این جهان وسعت چرخ هایش کودکی را برده در درون خود شعر تاریخ انقضای جسم ماتم زده تن آدمی دریا نیست تنگ ماهی آدمی درون آب زده شعری که میبرد ماهی را کلمات دریایی جملات رویایی سطح چند شعر بود بی وزن قافیه رعد و...
-
زمین وارونه ی تنهایی
پنجشنبه 30 آذر 1402 04:05
تاریخ تمام خطوط شده از نیمه پنهانی تاریخ خط زده خطی بدون وقت اضافی تاریخ روتوش شده تاریخ رد شده تقویم چند دور قمری را دور زمین خط شده دفتر مطالعات پاک شده خط قرمزی روی کلمات هموار شده ستاره های درون شب آبی نیست شاید ستاره ای درون ماه گمشده خط موازی خط امتداد جاده ای سمت بهشت یخ هم درون بهشت آب شده زمین کلمات بارانی...
-
پنچره ای سمت نور
پنجشنبه 30 آذر 1402 04:04
شوق پریدن خط خطی ها کاغذ مچاله نشده در مغز جوشش زده شعر را تمامی کلمات بر هم زده تن شعر ماهی های بدون واژه ماهی را بردار تنگ را باران زده شهر را تنگ ماهی نیست پنچره را نوری روشن مهتاب زده حسام الدین شفیعیان
-
ماه و ستاره
پنجشنبه 30 آذر 1402 04:03
ماه و ستاره درون دریا سایه ای هستند دریا با تمام وسعتش آسمان نیست آسمان دریا نیست شب مگر روز هست رنگین کمان که قبل باران نیست رنگین کمانی شو قبل باران بهاری بعد باران رنگین کمان هم بعد هست نه قبل... حسام الدین شفیعیان
-
صبح آرزوها
پنجشنبه 30 آذر 1402 04:03
صبح آرزوهای برفی آدم برفی های تک حرفی خورشید تک شعله شعله های صد حرفی نکته های حکایت زده مثال های باران زده درختان سرمازده خطوط آهنی رشته های کلمات کوپه ریل زده حسام الدین شفیعیان
-
زندگی آهنی تولد آهنی
پنجشنبه 30 آذر 1402 04:02
قدم هایت را آهسته بردار انسان به صدای گریه نوزاد به صدای گریه دنیا به صدای اشک و به صدای تولد به درون آمدن بر دنیا آهسته قدم بردار در سایه سار نور شهر آهنی ایستگاه آهنی زندگی آهنی تولد آهنی آرام بیا و آرام برو کسی تمام خاطرات جهان را برایت نگفته جهان گریه های تولد زده جهان خنده های گریه نوزاد و خنده های خوش آمد زده...
-
برگ ریزان قصه
پنجشنبه 30 آذر 1402 04:01
خط کش خط بدون کششی که خط بدارد خطوط بدون خط بدون خط بدون خط کشی تابلوی بدون رنگ تابلوی بدون ترسیم ترسیم نشده تکثیر نشده تقسیم نشده تبدیل نشده تبدیل ندیده تبدیل ندارد تبدیل ها شاید آدمک مداد شده کاغذ آدم شده شعر آهنگ شده شاید شاید ها هم کاش ها کاشکی ها شده و تمام فصل ها یک فصل پائیز شده شاید برگ ریزان قصه شده
-
فتاده در هم بر هم
پنجشنبه 30 آذر 1402 04:01
عروسک پارچه ای فتاده در باغچه ی زندگی گلهای فتاده در خاک زندگی خاک فتاده در زیر پای آدم آدم فتاده در زمین انسان فتاده در شعر شعر فتاده در کلمات کلمات فتاده در جملات جملات وزن بندی شده ی فتاده در نقطه ها نقطه های فتاده در شب ستاره های نقطه دار دنباله دار
-
تخته سیاه پاک شده...
پنجشنبه 30 آذر 1402 04:00
تخته سیاه و دانش آموزی که گچ ندارد گچ تخته معلم را برف ندارد خسته معلم پاک کردن ها تخته هم جای گفتن حرف ها نیست صدای دانش آموزی که گچ خورده نیست معلم نیست دانش آموز نیست کلاس دیروز دگر کلاس نیست مدرسه نیست تاریکخانه ی خاطرات هست تابلوی آهنی جایش تابلوی رنگ کاری شده ی مدرن شستن خاطرات شده خاطرات جایش کلاس نیست دگر خانه...
-
گاهی بر عکس همه چیز
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:59
خنده های غم زده غم های خنده زده لب کج خنده معوج اخم های خنده وار خنده های گریه وار سکوت های معنا دار معنادارهای بدون سکوت بی معناهای با معنی گاهی تمام عقربه ها بر عکس حرکت میکنند حسام الدین شفیعیان
-
غزل های یکشنبه رو به طلوع دوشنبه
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:58
غزل های یکشنبه ی رو به دوشنبه نیامده غزل های در جا آمده و رفته مثنوی های خان به خان زندگی دو بیتی های بیت بیت رفته شعر نویی در کهن از نو به واژه منگنه شده تکاندن کلمات بارش جملات پیکره ی مجسمه ی شاعر ریخته در خود سقوط جملات سقوط جمله سقوط کلمات سطرهای لرزان از کلمات ریخته شده حسام الدین شفیعیان
-
فصل پائیز زده
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:57
دختر کبریت فروش گاز فندک فروش کیوسک روزنامه ی باطله بلوار رسالت تابلو تابلویی که رسالت را به قضاوت پیوند زده روشنایی تیره ای نارنجی از برش خط جارو زده تابلوی مونالیزا را کودکی با بستنی خنده شکر زده تئاتر باجه خالی نمایش نامه نویس مچاله کاغذی شهر از هیاهوی رشد گیاهان صدای نوزادی که صحبت میکند با دیوار سایه های موازی...
-
شهر خیالی آرزوهای خیالی
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:56
رشته کوه های کوتاه و اورست بلند پرواز کوهنورد بالدار روی پر کوه ستاره های ریخته از غم خورشید درون خود شعله ور گشته آسمان و زمین نقطه تقابل پل های ریخته شهر خیالی ادمک های خیالی مزرعه ی خیالی کاشت و برداشت خیالی نوری درون قفسه ی کتاب بدون کلمات نویسنده ی خواب الوده ی بدون جوهر قصه ی کلاغ های آخر قصه قصه های اخر بدون...
-
آدم برفی آهن زده
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:56
آدم برفی آب شده روزگار افتاب زدگی فصل رفتن تابستانه ی زمین از بر یادگار برفی فصل بهار زمستان زده ی آدم برفی شوالیه تاریکی سمفونی ناپلئون خامه ای فلسفه ی افلاطونی تفکرات نیچه ای سفسطه ی آهن زده فلسفه ی بروکلی قارچ های برفک زده نان روی تنور آتش آهک زده خاکو آهن مرگ تابوتو پیانوی زنگ زده شهر خاموشی چراغ روشنایی قطع زده...
-
سکوت سمفونی گورستان
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:55
سکوت سمفونی گورستان فالش کودکی بر فصل زمستان قطعه سنگ فراموش شده ی یخ زده کاروان مردگان یخ زده روی تمام سنگ ها خاطرات تاریخی شروع و پایان یک فصل پائیزی ترسیم خط کشی یک دفتر سیاه و سفید مستطیل نیمکره ی حیات و موت زدگان دایره ی قسمت فصل چند فصلی تخته سیاه زندگی انشاء زنگ زده ی تاریخ ورق زده خطوط تمامی مشق های خط زده...
-
قلم شکسته
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:54
واژه از غم شکست پشت کلمات را شکست واژه از هم گسست در بر سطر سطر خود غمی نشست نگاه کن تمام واژه را اشک برد درون واژه گلدان شکست گل شکست غم شکست جسم شکست قلم شکست حسام الدین شفیعیان
-
خواب زندگی خیالی
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:53
نوزاد خیالی زندگی خیالی فکر یک زندگی خیالی عشق خیالی خواب خیالی خود از خود خیالی آدمک های خیالی فانوسک های رویایی دریای خیالی موج خیالی دریای خیالی زمین و چند شعر واژگون شده از خیال شعرهای خیالی حسام الدین شفیعیان
-
/گذراز گذرست/
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:53
زان دگر از این دگر از خود گذرست زین چرخو فلک در گذرست این برگ زتاریخ دفتری کهنست شعر در کاغذ قلبت هنرست در فکر تو اندیشه از خود گذرست در قلب بماند آنچه از قلب آمد این شعر برای ماندن در گذرست حسام الدین شفیعیان
-
جهان در بر جنگ پرچم صلح و فانوس روشنایی بخش
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:52
ای ارابه ران آرام بران ارابه را بر عکس بران برگرد زتاریخ از چو قصه که زمین دارد پر زغصه زارابه بران برگرد زتاریخ نداند کی بودو کی گذشته نداند کی آینده گذشته به ارابه ران تاریخ به ماشین ارابه زتاریخ اگر ایستگاه هست توقف که زمین هست جای بس تاسف همی باروتو سلاحو جنگهایی جدایی آدمها از هم در زجنگها چه آسان میریزنند نقلو...
-
طلوعی نو هست
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:49
لالایی دردها بخواب ای زخم در دل دریا بخوان ای دل آواز گمشدن ها بباران ای آسمان بغض دلتنگی را وسعت کلمات سد اشک راه دریا باران با تمام دلتنگی هایش رنگین کمان زیبایی است پشت تمام رنج ها طلوعی نو هست حسام الدین شفیعیان
-
ستوده باد فصلی نو
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:48
شاخه های بهار درختان بهاری و گلفشانی فصل پاییزی یا زمستانی یا تابستانی که فصلی دگر دارد نغمه خود را به فصل ها بدهیم بهار هم شکرانه شکوفه ها میشود تابان خورشید و خورشید تابان در آسمان شعله سرکش در پرتو هایی درخشان ستوده باد فصلی نو در رویش
-
جهان زندگی بر ماشینی
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:47
جهان در پیچ خطرناکی میرود عاطفه خشک میشود زندگی ماشینی له میکند چرخه ثروت را نگر طبقات فاصله ای فاصله های طبقاتی و بی اعتمادی ها زیاد شده و حقیقت گم میشود جهان چسب زخم میخواهد چرخه له کننده اقتصادی حسام الدین شفیعیان
-
طرح شعری در درون چو بافتن قالی زدی
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:47
قالی زدست بافت زننده خود درون خود برون زخود درون زطرح آن نگر برون زنقش آن نگر به دور ضربه ها نگر زطرح رنگ ها نگر درون موج قالی از گلی برون زند زخود زخود برون بیا دگر زقالی از به بافتنی درون شهر خود نگر به موج خود نگر زخود زخود زطرح قالی از رنگین کمان عالی از نگاه کن پنچره را نگاه کن پرنده را قفس درون شعر خود درون قفس...
-
/کوچه دلتنگی زمین/
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:46
/کوچه دلتنگی زمین/ پنجره نورفشان خورشید میخندید باران نغمه شدو خوش بارید غزل از سرو شدو آسمان دلتنگ بود شعر گم گشتو شاعر همی گم میگشت در پی کوچه ی تردید کمی باران بود ماه از پس پرده چرا نالان بود غم برایش کمی لالایی شعر برایش کمی حرف میشد قصه سرفصل غرلهای دل او میشد حسام الدین شفیعیان
-
چراغی درون کلمات
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:46
قرمزی تو از من سرخی من از تو شعر میشد بر گفتن برخود چه واژه گفتی چند خطی زدیو گلفشانی گفتی غزل نشانی گفتی آتشفشانی گفتی بند بند شعر مرا عطر فشانی گفتی سرایش گفتی نیایش گفتی سال نو را نو چراغی گفتی خاطراتی گفتی خاک را شعر زدیو چراغدانی پختی نور نان و نمکو قصه سرایی گفتی از بر قصه پر از شعر درون خود شعرم چراغی گفتی فصل...
-
بلوک های شب زده
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:45
صدای لالایی باران بود بادبادک تیر چراغ برق ,بی کودک بود جنگ مدال برده از زندگی کودک سنگ زده کنج عکس ماتم زده بلوک های شب زده, خواب های برهم زده صدای مردی می آمد پشت چراغ قرمز مردی درون خود یخ زده حسام الدین شفیعیان
-
کوچه های شب زده
پنجشنبه 30 آذر 1402 03:44
کتاب فصل های خزان زده کوچه های شب زده شب های رهگذر باران زده میان چراغی مردی گمشده خط زده غبار پرواز قاصدک های بارانی شب های نقطه زده جاده ممتد سرما زده شعری که میبرد وزن تمام شهر را شهر با تمام شاعرانش لالایی خواب زده بوق ممتد ایست قلبی بود قلب ها را پائیز خزان زده حسام الدین شفیعیان